محمد مهدى ملايرى

279

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

موارد پركنندهء خلأى دانست كه در نتيجه نقل پراكندهء آن نوشته‌ها در كتب ادبى عربى در آن مطالب به چشم مىخورد . مثلا در قطعه‌اى كه از عهد شاپور به پسرش هرمز در كتاب « السعاده و الاسعاد » نقل شده رتبه و مقام هريك از فرماندهانى كه بر واحدهاى پنجاه‌نفرى و صد نفرى گمارده مىشده‌اند ذكر شده كه در عربى نخستين را « قائد » و دومى را « رئيس » ترجمه كرده‌اند « 1 » ولى از وظائف اين دو واحد و جاى هريك از آنها در آرايش جنگى در آنجا ذكرى نيست ، اين چيزى است كه آن را تا حدى در نامهء عبد الحميد مىتوان يافت . در اين نامه است كه درمىيابيم يكى از مواردى كه در آرايش جنگى از واحدهاى پنجاه نفرى استفاده مىشده در دنبالهء سپاه و پس از ساقه لشكر بوده و وظيفهء آن مراقبت از عقب‌نماندن سپاهيان و جلوگيرى از فرار آنان بوده است . و از مواردى هم كه از واحدهاى صد نفرى استفاده مىشده در گشت شبانه و نگهبانى لشكر بوده و يكى از آن موارد هم در مقدمهء سپاه بوده كه يك واحد صد نفرى از سواران زبده و جنگ ديده و آزموده انتخاب مىشده‌اند و فرماندهى آنان را هم به سردارى دلير و خوش‌نام و بلند آوازه مىسپرده‌اند و اين واحد در پيشاپيش لشكر جاى داشته‌اند و آنان به منزلهء نيش پيكانى بوده‌اند كه با آغاز جنگ به قلب سپاه دشمن حمله مىبرده‌اند . و همچنين در قطعه نسبتا مفصلى كه ابن قتيبه از آيين‌نامهء ساسانى در آداب جنگ و لشكركشى در كتاب عيون الاخبار نقل كرده « 2 » در اين باره مطالبى آمده كه چون با آنچه در نامه عبد الحميد در همين زمينه ذكر شده سنجيده و باهم

--> ( 1 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 331 ، از واحدهاى لشكرى دوران ساسانى نشانى از يك واحد ده هزار نفرى هم كه با عنوان « بند » خوانده مىشده و به همين مناسبت به معنى پرچم بزرگ هم به كار مىرفته در المعرب جواليقى چنين آمده : « و البند : العلم الكبير ، فارسى معرّب و قد تكلمت به العرب قال الليت يكون للقائد ، و يكون مع كل بند عشره الاف رجل ، و قال النصر يسمى العلم الضنحم و اللوأ الصنحم « البند » ( المعرب ، ص 77 ) . ( 2 ) . اين قطعه را در جلد اول عيون الاخبار از ص 112 تا 115 خواهيد يافت .